مرتضى مطهرى
130
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اولين بيتش و اولين شعرى از او كه به گوش مستمع مىخورد چه باشد . در اين زمينه البته مطالبى ذكر كردهاند . بعضى از قصايد را ستودهاند به حسن ابتدايى كه دارد ، مثل قصيدهء معروف امرؤ القيس : قِفا نَبْكِ مِنْ ذِكْرىحبيبٍ وَ مَنْزِلٍ * بِسِقْطِ اللِّوى بَيْنَ الدَّخولِ فَحَوْمِلِ كه [ دربارهء اين شعر ] گفتهاند : وَقَفَ وَ اسْتَوْقَفَ وَ بَكى وَ اسْتَبْكى . بعضى از قصايد را با همهء علوّ و قدرى كه دارد ، از نظر حسن ابتدا ، يعنى آغاز و شروع ، از نظر نيك شروع شدن ستايش كردهاند كه ديگر نمىخواهم مثال براى اينها ذكر كرده باشم . دعوتهاى به مرامها و مسلكها و عقيدهها نيز همين قاعده در آنها جارى است كه با چه و از كجا شروع شده باشد ، به عبارت ديگر حسن ابتدا داشته باشد . حسن ابتدا داشتن براى دعوتها يكى به اين است كه آن اولين جملهاى كه دعوت كننده ابراز مىدارد و به گوش مردم مىرساند نمايندهء اجمالى از مجموع تعليمات او باشد . ديگر اينكه ساده و مفهوم باشد ، رسا و بليغ باشد . و ديگر اينكه اصولى و اساسى باشد ، چون مكتبهاى اعتقادى درست حكم يك درخت را دارد . همانطورى كه يك درخت ، ريشه و تنه و شاخه و برگ و ميوه دارد ، در اينها هم يك چيز به منزلهء ريشه شمرده مىشود ، ديگرى به منزلهء تنه شمرده مىشود ، ديگرها به منزلهء شاخهها شمرده مىشوند ، ديگرها به منزلهء برگها و ديگرها به منزلهء ميوهها . ريشه بايد در جاى خود قرار بگيرد ، تنه در جاى خود ، شاخهها در جاى خود ، برگها و ميوهها در جاى خود ، تا اينكه اين مكتب به يك صورت صحيح و اصولى بر مردم عرضه بشود ؛ و الّا اگر قضيه برعكس بشود ، آن كه ريشه است به جاى تنه يا شاخه و برگ قرار بگيرد و آن كه برگ است جاى ريشه را بگيرد ، آن مكتب اعتقادى هر اندازه قوى و نيرومند باشد اثر خوبى نخواهد بخشيد . حال با اين مقدمهء كوتاه و مختصر مىخواهيم ببينيم دعوت اسلام از كجا و از چه شروع شد . نقطهء شروع دعوت اسلام پيغمبر اكرم در مثل يك چنين شبانهروزى مبعوث مىشود و از ناحيهء خداوند تبارك و تعالى مأموريت مىيابد . ما فعلًا بحثى دربارهء عوامل درونى و حالات معنوى ايشان كه منتهى به اين بعثت شد نمىكنيم ولى اينقدر مىدانيم كه حالت پيغمبر اكرم در آن ايامى كه نزديك به بعثتش بود مثل حالت يك شخص عادى نبود بلكه اساساً